تقديم به كسي كه اميد را مهمان انزواي دلم كرد.
شبي سراسر وحشت و درد ![]()
شبي كه مرگ چه آسان ديده مي شد![]()
اما...
صداي دلنشين و گرم
صدايي پر از اميد و اشتياق
در ذهن پيكر بي جان نشست
نمي شناسمت!![]()
نمي بينمت!![]()
نيستي!![]()
اما چه آرام كلامت
صبحي ديگر برايم آفريد
با صدايت بود كه
زندگي را دوباره الهام گرفتم ...![]()
باشد كه دنيا به كامت شود![]()
