تبليغاتX
نسل سوخته - سلام به دوستاي از گل بهترم

نسل سوخته

نوشته ها و دردل های خودمانی

سلام به دوستاي از گل بهترم

 

http://shirintarazasaly.blogfa.com/

بچه ها بريد آلبوم عكسمونو ببينين دوست داشتين استفاده هم كنين

                     *******************************************

براي تو عشقم كه رفتي سفر  برگرد

يادته برات نوشتم اگر عاشقم نباشي
 الهي بميري
اگر دوستم نداشته باشي
غير من كسي رو داشته  باشي
الهي بميري
بعدش برات نوشتم
همرو دروغ نوشتم
خودم بميرم
اگر تو يه روز خواسته باشي
كه منو دوست نداشته باشي
خودم ميميرم
...برات بميرم ...برات بميرم ...برات بميرم
نديدي قهر خدارو بديهاي روزگار
الهي نميري
الهي نميري
بمون سايت رو ي سرم مي دوني برات دربدرم
...الهي نميري... الهي نميري... الهي نميري
وقتي تو چشات ذول مي زنم
با غم نگات بال مي زنم
وقتي مي بينم دوستم داري
از ته دلم داد مي زنم
از ته دلم داد مي زنم
اگه يه روزي فرشته ها بخوان تو رو زودتر ببرن
به اونا مي گم كه از قديم ماهي رو با تنگش مي برن

ماهي رو با تنگش مي برن...ماهي رو با تنگش مي برن

                     ********************************************

سلام دوستاي گلم خوبين تعطيلات خوش گذشت؟

خوب بچه ها اومدم يه چيزايي به عرضتون برسونم  .عشق خيلي خوبه مخصوصا كه پاك و خالص باشه .راستش خيلي از بچه ها اعتراضاتي نسبت به عشق من و محسن داشتن اخيرا و وقتي من ازشون خواستم كه بيان وبلاگو ببينن همشون شاكي شدن و گفتن كه تو همه عشقت رو به محسن نثار مي كني و مخاطبت محسنه پس چه نظري از ما مي خواي و بعضي هام گفتن كه انشا الله بهم برسين؟ مي دونين عشق من و محسن يه عشق كاملا پاكه و مثل عشق هر خواهر نسبت به برادر و بلعكس.  تو اين وبلاگ از روزي كه بدست گل محسن ساخته شد و به قول معروف كلنگشو زديم شايد پنج يا شش مطلب مختص به محسن بوده باشه و الباقي همه دلتنگي ها و شاديهاي من بوده و هر اتفاقي كه در زندگيم افتاده با زبان شعر و ترانه و مطلب به سمع و نظر شما گلاي نازنين رسيده و مطمئنا اگر چيزي به عنوان عشق از دست رفته بوده صرفا عشق پسر نبوده و از دست دادن دوستاي نازنيني كه داشتم رو من خيلي تاثير داشته و اين به دليله دلنازكي و پر احساس بودنه من هستش من عادت بدي دارم و هر وقت با كسي دوست بشم بعد از يك مدت خيلي كوتاه وابستگي شديد نسبت بهش پيدا مي كنم و دل كندن ازش برام مشكله و اينو به عينه دارين تو وبلاگ مي بينين. حرف بعضي از دوستاي گل رو من شديدا تاثير گذاشته و باعث شده كه فكرم خيلي مشغول بشه و يه جورايي دارم آذار مي بينم كه چرا دوستان اين طور در مورد عشق فكر مي كنن و همه چيز رو بد برداشت مي كنن خيلي برام سخت بود تحملش براي همين اين پست و براتون مي زارم كه هر چيز غير قابل هضمي دارين حل بشه و بدونين كه عشق براي من بازي نيست و من يه جورايي به تك تك شما عزيزان دل بستم واينكه هر از چند گاه وبلاگو بي خيال مي شم و دير آپ مي كنم  بازم ميام و لطف شما نازنينارو مي بينم اميدم بيشتر ميشه و احساس مي كنم كه تنها نيستم و يه عالمه دوست دارم كه ميان و بهم سر مي زنن و گه گاه يادم ميك نن و اين موضوع كه شما منو از ياد نمي برين خيلي خوشحالم مي كنه و بعد از يه مدت كوتاه بازم بر مي گردم كه با شما گلاي قشنگ ديدوبازديد كنم خوب حالا همتون بريد بشينين فكر كنين و معنيه عشق و پيدا كنين و ببينين عشق فقط بين دخترو پسراست و هر كسي عاشق پسري شد و ديگران نمي شناختنش بايد فكر كنن كه عشقشون از هوسه يا ناپاكه و يا....

و يه چيز ديگه اگر تو زندگيتون از روي هوس يا ..........عاشق كسي شده باشين اين عشق رو هوس مي دونين و اگر واقعا عاشق شده باشين  مي فهمين كه عشق اگر از روي هوس باشه هيچ وقت به سرانجام نمي رسه .

قربون همه دوستاي گلم برم هميشه مهربون باشين و سعي كنين با روزگار كنار بياين و الا زمين مي خوريد و هميشه دپرس مي مونين.شادشادشادشادشادشاد باشين.

 ******************************************************************

من باز خواهم نوشت از پشت ديوار فاصله‌ها با فريادي که باز در گلو پنهان است.

و من باز خواهم نوشت از آرزويي که جز با هوس آميخته نيست

و باز چه زيبا دلتنگ مي‌شوم ، دلتنگ آن شب باراني ...

دلتنگ طپشهاي بي‌صدا و دلتنگ دستاني كه رويا مي‌بافت...

و من باز خواهم نوشت از آسمان ، از آبي درياي طوفاني .

چشمانم راخواهم بست تا نهايت عصر خاكستري پاييز ؛

آن هنگام كه بي‌تاب قطره‌اي باران هستي و آسمان با خيال تو قهر كرده ...

باز خواهم نوشت از سپيدي مهرباني و از كوچ جاده‌اي كه دوست داشت

هرگز به انتها نرسد ، از غزلهاي شبنم صبحگاهي ؛ از نجواي باد بياباني...

و من باز خواهم ايستاد و سكوت پيشه خواهم كرد ؛

سكوتي سرشار از خواستنيهاي بي‌رنگ ،

سكوتي انباشته از خيالات واهي ، سكوتي تا عميق‌ترين دره تنهايي ...

اما ؛ من باز خواهم نوشت .

باز شبهايم را با خاطره‌ها رنگ خواهم داد و خيالم را نقاشي خواهم كرد .

و من باز ، اي ديرينه يار ابدي به تو پناه خواهم آورد و رازهايم را با تو قسمت خواهم كرد ...

من باز خواهم نوشت اگر ؛ اين اگرها بگذارند تا نفسي تازه كنم...............

 

 

************************************

كاش يه روز مي شد منو تو با هم مي مونديم
كاش يه روز مي شد منو تو با هم ميخونديم
كاش كي شب بشه ماه بياد بيرون
ناز به سر بشه تو نگاه تو
مثل قلب من دربدر بشه
عشق من


سرنوشت من با صداي تو با ستاره ها هم سفر بشه
تو شب سياه توي خونه ها
عشق من
كوچه  اي بشم زير پاي تو خونه اي بشم
در هواي توخنده اي بشم رو لباي تو
عشق من
يه نفر تنهاي تنها مي شينه توي خيالم
سفري به بي نهايت
برده با خود پرو بالم
وقتي تو باشي كنارم غمي تو دنيا ندارم
اما با نبودن تو باغ زردو بي بهارم

 

*********************************

پروردگارا! شکر ميگويمت که بر فکرم کلمات مبهم شيشه اي را نجوا ميکني و سکوت قفس شيشه اي مرا ميشکني و من بر آنم تا دست بر قلم ببرم و اين سکوت شکسته را در کاغذي سپيد خط خطي کنم قلمم از جنس نور و جوهرش از اشک چشمانم است و کاغذي دارم از برگهاي خشکيده پاييز عمرم ميخواهم بگويم مبتلايم به آنچه عشق ناميدندش و همچنان با پايي زخمي بر جاده هاي بي انتهاي سرنوشتم دنبال يک سايه ميگردم و ميدانم دردم تسکين نميابد جز به نگاه پر اضطراب قناري عاشق که هر روز بيقرار ميخواند و مرا مست صدايش ميکند
پروردگارا!اين بنده حقيرت را درياب و باور کن من براي اين همه غم ساخته نشده ام که مبتلاشوم.......و ديگران را مبتلا کنم اي سرا پا همه خوبي کاش تو به اندازه بغضي که يک آن بر گلويم چنگ مي اندازد کنارم بودي کاش همان اشک چشمم بودي که وقتي حلقه ميزند همه چيز تار و مبهم جلوي ديدگان ميرقصند. من پاکي سجاده نماز مادر را ميخواهم  که لحظه اي سر بر آن بگذارم و اشکهاي دلتنگيم را با بوي نم بر تربت کربلاييش با هم به تو هديه بدهم......دلم براي همه چيز تنگ است براي خنده هاي پوشاليم...که حتي ديگر نميتوانم به تظاهر لب به خنده بگشايم دلم براي کودکيهاي گم شده ام ميلرزد براي دويدنهاي کودکانه در کوچه هاي باريک به دنبال پروانه هاي کاغذي...و وقتي پشت سرم را ميبينم در ميابم که حسم بزرگ شده و ديگر آن کودک شيطون و پر ذوق نيستم و همه چيز فاصله گرفته از دستان خالي من .من هم شدم يکي از آن بزرگترها که به خود و ديگران دروغ ميگويند و انسانيتي تهي همه وجود پوچشان را پر کرده ديگر در سکوتم حتي قاصدک هم ميلي به ديدنم ندارد و گلهاي پيچک خانه مادر بزرگ که زماني همدمم بودند هم بزرگ شدند و از من غريبي ميکنندمن اين دنيا را نميخواهم...همه چيز رابا يک چيز مي سنجند و همه عاشقهاي دنيا محکوم به مرگندو نسل من همينک تمام سپيدي ها را محکوم کرده و عشقها جايشان را به هوس تن هايي پوسيده براي يک شب مهتابي داده اند و همه چيز بيش از اندازه نفرت انگيز است من مبتلا گشته ام مبتلاي دردي که عشق ناميدندش سالها بود که انقدر دلتنگي نميکردم ولي اينبار ديگر فرق دارد و من نياز دارم شانه هاي مهرباني بالين اشکهايم شوند و به من اطمينان بدهند که همه بديها تمام ميشودوقتي اين نوشته را ميخواني اشک بريز که من هم اشک ريختم اين حقيقت است...چهره واقعي و عاشق کش جهان را ببين که چگونه با ما در جنگ است و من و توي انسان چه حريصانه زندگي را از آن خود دانسته ايم و به زيبايي ها و بي وفاييهايش دل بسته ايم دوست من سکوت نکن از چه ميترسي از که خجالت زده اي بگذار اشکت جاري شود....بگذار خاک و غباري که چشمت را پوشانده شسته شودمن دلم تنگ است....من دلم از تنهايي در سينه ام گرفته من قلبم را آن سوي مرزهاي ترديد جا گذاشته ام

 پروردگارا!دستان عاشق من و دوستان مرا در دستت بگير و به خود ببراي پروردگار عشق راهي از نور براي اين کاروان درست کن و ما را در آن هدايت کن به حق بزرگواريت قسمت ميدهم همه دلهاي زخم ديده و پشت هاي خنجر خورده کساني  که در جمع ما حضور دارند را تسکين دهي و مرهم نهي و آخرين دعايم:با عشق و قلبم از خودت ميخواهم که همه عاشقانت را از ظلمت و شب سرد هجران غايب هميشه حاضر حضرت قاءم -عج-رهايي بخشي

***********************************


عاشق شدم كاش ندونه دست دلم رو نخونه


اگر بدونه  مي دونم ديگه با من نمي مونه


اون كه پيشش دل من گيره


اگه بدونه مي زاره ميره


اگر بدونه ديوونم كرده ميره و ديگه برنمي گرده

عاشق شدم كاش ندونه دست دلم رو نخونه


اگر بدونه  مي دونم  ديگه با من نمي مونه


عاشق شدم دلواپسم


گرفته راه نفسم دلداري دارم


كه بهش ميرسم يا نميرسم


چشماي اون سر بسرم ميزاره دست از سر من برنمي داره


داره بلا سرم مياره اما خودش خبر نداره


دستم اگر كه رو بشه


دلم بي آبرو بشه


راز مگو بگو بشه


عاشق شدم كاش ندونه دست دلم رو نخونه


اگر بدونه مي دونم   ديگه با من نمي مونه


عاشق شدم دلواپسم


گرفته راه نفسم


دلداري  دارم كه بهش


ميرسم يا نميرسم

***********************************

اگر بهت يك دقيقه فرصت بدن

بگن يك جمله به كسي كه دوستش داري بگو

چي بهش مي گي؟

********************

 

چه غمهايي به دل انباشتم من

چه سوداها كه در سر داشتم من

وفاداري زگلها جستم اما

خطا بود آنچه را پنداشتم من

زبس ديدم جفا از آشنايان

اميد از اين و آن برداشتم من

بسي بذر محبت كاشتم ليك

همه خار جفا برداشتم من

بنا گه خصم مادرزاد گرديد

كسي كه دوست مي پنداشتم من

 **************

محسن جان

 

خيلي دوستت دارم

 

برات آرزوي بهترين آرزوها

 دارم

 

*************

سلام بچه ها از اینکه تو این مدت که نبودم بهم سرزدین

 ممنوندلم نمی خواست ادامه بدم امابه عشق دوست خوبم این کارو می کنم چون خیلی دوستش دارم

 و بهش احترام میزارم . قربون همتون برم .

شاد باشین .

***************************

 

عشق

يعني دل رو به دست تو سپردن

 عشق يعني غصه دنيا رو نخوردن

عشق

يعني تو  باغ همون چشماي سبزت

دل رو تا چشمه سار مهربوني بردن

قاصدك آرزوهاي من توئي تو

عشق پر از مهرو وفاي من تويي تو

بيا تا با هم ديگه زندگي رو آغاز كنيم

دو تا كبوتر بشيمو رو ابرا پرواز كنيم

عشق تو توي قلبمه

اسم تو روي لبهام

خاطره اي بهتر از اين

تو دنيا من نمي خوام

 

*****************

 ***************************************************

رفتي نموندي بي وفا انگاراثرنداشت دعا

 

قلب منو شكستي 

 

                      غصه نخور فداي سرت  فداي سرت

 

گفتي كه چاره سفره     گفتي دعا بي اثره      نگاهم هر روز به دره

 

                      غصه نخور فداي سرت فداي سرت فداي سرت

 

 

         اگر من خيلي تنهام          فداي سرت      اگر گريونه چشمام 

 

 

          فداي سرت اگر دلم شكستي   ميگن عاشق يكي ديگه هستي

 

 

        دلت ديگه از شيشه نيست               چشات مثل هميشه نيست

 

 

 تو گل نميريزي به پام

 

                    ديگه نميميري برام           آغوشه تو براي من

                                                                                    انگار ديگه جا نداره

 

 

 دوستم نداري مي دونم

                                         اين ديگه اما نداره

 

فداي سرت اگر من خيلي تنهام فداي سرت اگر گريونه چشمام

 

فداي سرت اگر دلم شكستي ميگن عاشق يكي ديگه هستي

 

 

فداي سرت اگر من خيلي تنهام فداي سرت اگر گريونه چشمام

 

 

فداي سرت اگر دلم شكستي ميگن عاشق يكي ديگه هستي

 

 

       دلت ديگه از شيشه نيست     چشات مثل هميشه نيست

 

 

                          تو گل نميريزي به پام    ديگه نميميري برام  

 

 

شباي تاريكو سياه ماه و صدا نمي كمني

 

 

                                             قفل سكوتو ديگه با معجزه وا نمي كني

 

 

            رفتي نموندي بي وفا تنهايي سخته به خدا

 

 

 باز زير قولت زديو 

                             غصه نخور فداي سرت

                                                                 گفتي نه فكر رفتني

 

                                                                              نه اهل دل شكستني

 

    دلي نمونده بشكني

 

 

                                غصه نخور

 

 

  فداي سرت فداي سرت فداي سرت فداي سرت

 

اگر من خيلي تنهام

 

                                         فداي سرت

 

اگر گريون چشمات

                                                                               فداي سرت

 

       اگر دلم شكستي

 

 

                                  ميگن عاشق يكي ديگه هستي

 

                              *************************

 

به خيالم كه تو دنيا واسه تو عزيزترينم

 

آسمونا زير پامه اگه با تو رو زمينم

 

به خيالم كه تو با من يه هميشه آشنايي

 

به خيالم كه تو با من ديگه از همه جدايي

 

من هنوزم نگرانم كه تو حرفامو ندوني

 

اين ديگه يه التماسهمن مي خوام بياي بموني

 

منو تو چه بي كسيم وقتي تكيمون به باده

 

بدو خوبه زندگي منو دست گريه داده

 

اي عزيز هم قبيله با تو از يه سرزمينم

 

تا به فرداي دوباره با تو هم قسم ترينم

 

من هنوزم نگرانم كه تو حرفامو ندوني

 

اين ديگه يه التماسه من مي خوام بياي بموني

 

بد خوبمون يكي دست تو تو دست من بود

 

خواهش هر نفسم با تو هم صدا شدن بود

 

با تو هم قصه دردم  هم صدا تر از هميشه

 

دو تا همخون قديمي از يه خاكيمو يه ريشه

 

         **********************************************

 

دلم گرفته آسمون نمي تونم گريه كنم

 

شكنجه مي شم از خودم نمي تونم شكوه كنم

 

انگاري كوه غصه ها رو سينه من اومده

 

آخ داره باورم ميشه خنده به ما نيومده

 

دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم

 

تو روزگار بي كسي يه عمر كه دربدرم

 

حتي صداي نفسم مي گه كه توي قفسم

 

من واسه آتيش زدن يه كوله بار شب بسم

 

دلم گرفته آسمون يه كم منو حوصله كن

 

نگو كه از اين روزگار يه خورده كمتر گله كن

 

منو به بازي مي گيرن عقربه هاي ساعتم

 

برگ تقويم مي كنه لحظه به لحظه  لعنتم

 

آهاي زمين يه لحظه تو نفس نزن

نچرخ تا آروم بگيره يه آدم شكسته تن

       ************************************************

كاش همه كسايي كه آدم دوست داره اين وبلاگارو مي

 ديدن اونوقت همهشون مي فهميدن كه چقدر

دوستشون داريم؟نه؟ حيف  دلم مي خواست داد بزنم و به همشون بگم

 دوستون دارم اما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ولي يه چيزو مي دونيد اينكه مي گن عاشق

رسوايي رو دوست داره درسته البته من ادعاي عاشقي نمي كنم اما

مطالبي كه تو اين وبلاگ مي نويسم نشون ميده كه چقدر رسوام .........نه؟

   *****************************************************

رفت تنها آشنای بخت من

رفت و با غم ها مرا تنها گذاشت

چون نسیم تند پو از من گریخت

آهوانه سر به صحراها گذاشت

ماه را گفتم که : ماه من کجاست؟

گفت: هر شب روی در روی من است

در دل شب هر کجا مهتاب هست

ماه تو بازو به بازوی من است

باغ را گفتم که:او را دیده ای ؟

گفت: آری عطر این گلها از اوست

لحظه ای در دامن گلها نشست

نغمه جانبخش بلبلها ازوست

چشمه را گفتم: ازو داری نشان؟

گفت: او سرمایه نوش منست

نیمه شب ها با تنی مهتابرنگ

تا سحرگاهان در آغوش منست

ای رمیده ای گریزان عشق من!

چشمه ای ؟نوری ؟نسیمی؟چیستی؟

با همه هستی و با من نیستی!

************************

 

مرا بر مر مر چشمت بياويز

 

كه من تنبيه معبدهاي دردم

 

از اين راه پر از هجر و مثيبت

 

قسم خوردم كه ديگر برنگردم

 

دلم مثل يه ديوار شكسته

 

خرابه پيش طوفان نگاهت

 

تو جنگ نا برابر با دل من

منم مغلوب چشمون سياهت

 

بزار تا از خمار چشم آهوت

 

دل شيدايي من باز بشه مست

 

بزار مرحم عشقو روي قلبم

 

كه گنج زخم غربت درد عمرست

 

به روي شونه هاي مهربونت

 

سر دلتنگي هامو سايبون باش

 

براي اين سر سودائي من

 

بيا آواز آهنگ جنون باش

*******************************

 

 پیام عشق را آغاز کردی

نیازم را چو دیدی ناز کردی

تو بودی کفتر خوشبختی من

ولی زود از برم پرواز کردی

تقدیم به عشقی که رفت

                         *************************

                                     غم خيال

گفتا به دل چه داری؟ گفتم غم خیالت

گفتا چه خواهی امروز گفتم شب وصالت

گفتا دل سیاهت بوئی زما ندارد

گفتم که ماهرویا دارد نشان ز خالت

گفتا چه آرزویی داری به بوستانم

گفتم که در دو عالم ما و گل جمالت

گفتا اگر متاعی از حاصلت بخواهم

گفتم که جان دهم جان در مقدم سئوالت

گفتا در این چمنزار از حسن ما چه گوئی

گفتم که سرو نازم نازم به اعتدالت

گفتا فتاده در باغ یک عندلیب خاموش

گفتم که کشته توست خونش بود حلالت

گفتا چه خواهی آخر زین آستانه صابر

گفتم نگاه گرمی از چشم چون غزالت 

                    ****************************** 

                                       غم تنهايي

 

 

         ******************************************************************

بی توترانه پرگریه اس     خیلی سخته ازتوخوندن

 

  بی تو درمونده و خسته        زخمی از تاب و تب    موندن و رفتن

 

ای غم دنیا مثل رویا

 

                  توی چشمای تو پنهون        بی تو نفس پیله زندون  

 

آرزویی که ندارم   

 

نذر تو عاشقیه این دل داغون           نفسم بی تو میگیره

 

 چشم من مونده به راه تو شب من

 

انتظاری که کشیدم همه با اشک تو کابوس شب من

 

شب من بی تو میمیره      شوق چشمای تو فانوس شب من

 

تو رو به دنیا نمی دم       بسه هر چی سختی دیدم

 

ای که تو از همه خودی تر            با تو از قفس پریدن

 

بی صدا به پات شکستم     دل به چشمای تو بستم

 

خط بزن تنهائیهامو       که به پای تو نشستم 

 ***********************************************

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/01/16ساعت 10:26 بعد از ظهر  توسط دل سوخته  |