يه خواهش كوچولو از گلهاي دوست داشتني و خوش عطر

سلام به دوستاي خوبم يه خواهش كوچولودارم ازهمتون ميشه وقتي وبلاگمون رومي بينين نظر نداده نرين
بعدم ميشه تو تمام قسمتهائي كه نظر نداره نظراتتونرو قسمت كنين
. مرسي دوستاي گلم..پيروز باشين.![]()
![]()
نوشته ها و دردل های خودمانی

سلام به دوستاي خوبم يه خواهش كوچولودارم ازهمتون ميشه وقتي وبلاگمون رومي بينين نظر نداده نرين
بعدم ميشه تو تمام قسمتهائي كه نظر نداره نظراتتونرو قسمت كنين
. مرسي دوستاي گلم..پيروز باشين.![]()
![]()
گفتم چه كس تا ابد مي ماند
گفتا هر كه از همه با وفا تره
گفتم درد دل را كه داند
گفتا هر كه از همه آشنا تره
گفتم بهاي دل زار كه داند
گفتا هر كه از همه بي بها تره
گفتم همپاي جاده كه باشد
گفتا هر كه از همه بي قرارتره
گفتم وفاي به عهد كه كند
گفتا هر كه از همه بي ريا تره
گفتم دل حسرت كش كه دارد
گفتا هر كه از همه پر مدعا تره
گفتم چه كس در دل جاي دارد
گفتا هر كه از همه با صفاتره
گفتم چه كس بيشتر زنده مي ماند
گفتا هر كه از همه بي خيال تره


شب آغاز هجرت تو
شب در خود شكستنم بود
شب بي رحم رفتن تو شب از پا نشستنم بود
شب بي تو شب بي من شب دل مرده هاي تنها بود
شب رفتن شب مردن شب دل كندن من از شما بود
واسه جشن دلتنگيه ما بدادم برس بدادم برس گل گريه سبد سبد بود
با طلوع عشق منو تو تو اي ناجي تبار من هم زمين هم ستاره بد بود
از هجرت شكنجه ديدم كوچ تو اوج رياضتم بود
چه موئمنانه از خود گذشتم كوچ من از من نهايتم بود
بدادم برس بدادم برس تو اي قلب سوگوار من
سهم من جز شكستن من تو هجوم شب زمين نيست
با پروبال خاكيه من شوق پرواز آخرين نيست

بي تو بايد دوباره برگشت به شب بي پناهي
سنگر وحشت من از من مرحم زخم پير من كو
واسه پيدا شدن تو آئينه جاده سبز گم شدن كو
بي تو بايد دوباره گم شد دوباره تباهي
با من نياز خاك زمين بود تو خود فتح ستاره هستي
اگر شكستم از تو شكستم اگر شكستي از خود شكستي
بدادم برس بدادم برس تو اي ناجي تبار من
بدادم برس بدادم برس تو اي قلب سوگوار من

من همونم كه هميشه غم وغصم بي شماره
اوني كه تنها ترينه حتي سايه هم نداره
اين منم كه خوبيهامو كسي هرگز نشناخته
اون كه در راه رفاقت همه هستيشو باخته
هر رفيق راهي با من دو سه روزي هم سفر بود
ادعاي هر رفاقت واسه من چه زودگزر بود
هر كي با زمزمه عشق دو سه روزي عاشقم شد
عشق اون باعث زجر همه دقايقم شد
اون كه عاشق بودو عمري از جدا شدن مي ترسيد
همه هراس و ترسش به دروغش نمي ارزيد
چه اثر از اين صداقت چه ثمر از اين نجابت
وقتي قد سر سوزن به وفا نكرديم عادت![]()

حالا ديگه تو رو داشتن خياله
دل اسير آرزوهاي محاله
غبار پشت شيشه ميگي رفتي
ولي هنوز دلم باور نداره ![]()
حالا راه تو دوره دل من چه صبوره
كاشكي بوديو مي ديدي
زندگيم چه سو ت و كوره 
آسمون از غم دوري حالا روزو شب ميباره
ديگه تو ذهن خيابون منو تنها جا ميزاره
خاطره مثل يه پيچك مي پيچه رو تن خستم
ديگه حرفي كه ندارم دل به خلوت تو بستم
حالا ديگه تو رو داشتن خياله


اوني كه مدعي بود عاشقته تو رو تو فاصله ها تنها
گذاشت
بي خبر رفت و تو اين ويرونه ها
رد پاشم واسه چشمات جا نذاشت
آه ..................
دل و سوزوندي؟....
آه ..................
چرا نموندي؟....
چشماي منتظر به پيچه جاده دلهره هاي دل پاك و ساده
پنجره بازو غروب پائيز نم نم بارون تو بيابون خيس
ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي كوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده
برام يه يادگاريه جز اون چيزي نمونده
تو ذهن كوچه هاي آشنائي پر شده از پائيز تن طلائي
تو نيستيو وجودمو گرفته شاخه خشك پيچك تنهائي
ديشب شب يلدا بود
دلم مهمون غمها بود
چشمم رو به آسمان
دستم به دعا بود
نگاهم خسته و تنها
به اميدي چشم براه بود
دلم پر از هياهو
جاده در انزوا بود
آسمون پر ستاره بي ماه
در آشوب و بلوا بود
شهر در سكوت و يغما
در كوچه ما غوغا بود
همه شب نگزشته سحر مي شد
اما ديشب بي انتها بود