
|
زندگی اجبار است مرگ انتظار است عشق یکبار است جدایی دشوار است فکر تو تکرار است اگر رفتم تو یادم کن اگر مردم تو خاکم کن اگر ماندم به مهر خود شادم کن
|+| نوشته شده توسط دل سوخته در پنجشنبه 1385/08/04 و ساعت 5:52 بعد از ظهر |
تقديم به كسي كه در بي رحمي دنيا قلبش را پناه خستگيم كرد(دوستت دارم).
اينکه مي دانم لبها دروغ مي گويند.
آغوشت غرق محبت شدم. به تو تکيه کردم و آرام شدم.
عشق. با تو احساس امنيت مي کنم. احساس زيبايي، احساسي که مرا از تمام بي رحمي ها و بدي ها حفظ مي کند.
شويم و پرواز کنيم تا بي کرانه ها.
|+| نوشته شده توسط دل سوخته در سه شنبه 1385/05/10 و ساعت 3:35 بعد از ظهر |
اين يه خاطرس................؟!
سلام عاشقونه on شدم به
بموني
on-line از friend ليست قشنگم باز off هاي عاشقونه email هاي بي
نشونه اين yahoo کاشکي همينجوري
آخرينه تويي تنها همزبونم که هميشه نازنيني اگهon-line اگه off-line
توبموني يا نموني تو واسم هنوز هموني که برام عزيزتريني
|+| نوشته شده توسط دل سوخته در شنبه 1385/04/31 و ساعت 6:7 بعد از ظهر |
دوستتون دارم
دلم از دوريت چو گلي گشته خزان دوري و گشته فزون بار دل از هجر رخت مرغ دل در قفس سينه دگر رام نشد عمر شيرين همه دور از رخ جانان گذرد ارزو در دلم اين است كه يك بار دگر عمر من همه در غربت و غم مي گذرد
|+| نوشته شده توسط دل سوخته در دوشنبه 1385/04/19 و ساعت 12:33 بعد از ظهر |
با حاله نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|+| نوشته شده توسط دل سوخته در پنجشنبه 1385/04/15 و ساعت 1:55 بعد از ظهر |
سلام بچه ها چطورين
ye doste khob migoft adama mesle ye ketab mimonam,ta vaghti tamom nashan baraye digaran jazaban..pas to haam say kon khodeto joloye digaran tond tond varagh nazani....ta zod tamom nashi...baraye inkee vaghti tamom shodi , miran soraghe ye ki dige... Zendegi tasvir gare jodaeihast/va ma mahkoom be zendeh
سلام بچه ها بزودي ميام سراغتون منتظر باشين شاد و سلامت و پيروز باشين |+| نوشته شده توسط دل سوخته در سه شنبه 1385/04/13 و ساعت 12:9 بعد از ظهر |
براي آخرين بار
|+| نوشته شده توسط دل سوخته در دوشنبه 1385/02/11 و ساعت 9:30 بعد از ظهر |
جشن تولدت مبارک
سمیه جان تولدت مبارک امیدوارم که سالها و سالها زنده و پاینده باشی
|+| نوشته شده توسط دل سوخته در سه شنبه 1385/02/05 و ساعت 3:40 بعد از ظهر |
تقديم به كسي كه اميد را مهمان انزواي دلم كرد.
|+| نوشته شده توسط دل سوخته در دوشنبه 1385/02/04 و ساعت 11:34 قبل از ظهر |
باور بيست و پنج ساله من
۲/۲ تولدم مبارك
|+| نوشته شده توسط دل سوخته در پنجشنبه 1385/01/31 و ساعت 1:24 بعد از ظهر |
سمیه جان مشهد رفتنت قبول باشه
مرسي محسن جان میلاد پیامبر اکرم بر تمامی مسلمین جهان مبارک باد
سلام به تمامی دوستان امیدوارم که حالتون خوب باشه و روزها به وفق مرادتون باشه . شرمنده که یه چند روزی آپ نشدیم و نمیشیم چون آپدیترمون رفته زیارت |+| نوشته شده توسط دل سوخته در شنبه 1385/01/26 و ساعت 9:20 بعد از ظهر |
تقديم دوست نازنينم محسن
|+| نوشته شده توسط دل سوخته در یکشنبه 1385/01/20 و ساعت 9:4 بعد از ظهر |
سلام به دوستاي از گل بهترم
http://shirintarazasaly.blogfa.com/ بچه ها بريد آلبوم عكسمونو ببينين دوست داشتين استفاده هم كنين ******************************************* براي تو عشقم كه رفتي سفر برگرد يادته برات نوشتم اگر عاشقم نباشي ماهي رو با تنگش مي برن...ماهي رو با تنگش مي برن ******************************************** سلام دوستاي گلم خوبين تعطيلات خوش گذشت؟ خوب بچه ها اومدم يه چيزايي به عرضتون برسونم و يه چيز ديگه اگر تو زندگيتون از روي هوس يا قربون همه دوستاي گلم برم هميشه مهربون باشين و سعي كنين با روزگار كنار بياين و الا زمين مي خوريد و هميشه دپرس مي مونين.شادشادشادشادشادشاد باشين. ****************************************************************** من باز خواهم نوشت از پشت ديوار فاصلهها با فريادي که باز در گلو پنهان است. و من باز خواهم نوشت از آرزويي که جز با هوس آميخته نيست و باز چه زيبا دلتنگ ميشوم ، دلتنگ آن شب باراني ... دلتنگ طپشهاي بيصدا و دلتنگ دستاني كه رويا ميبافت... و من باز خواهم نوشت از آسمان ، از آبي درياي طوفاني . چشمانم راخواهم بست تا نهايت عصر خاكستري پاييز ؛ آن هنگام كه بيتاب قطرهاي باران هستي و آسمان با خيال تو قهر كرده ... باز خواهم نوشت از سپيدي مهرباني و از كوچ جادهاي كه دوست داشت هرگز به انتها نرسد ، از غزلهاي شبنم صبحگاهي ؛ از نجواي باد بياباني... و من باز خواهم ايستاد و سكوت پيشه خواهم كرد ؛ سكوتي سرشار از خواستنيهاي بيرنگ ، سكوتي انباشته از خيالات واهي ، سكوتي تا عميقترين دره تنهايي ... اما ؛ من باز خواهم نوشت . باز شبهايم را با خاطرهها رنگ خواهم داد و خيالم را نقاشي خواهم كرد . و من باز ، اي ديرينه يار ابدي به تو پناه خواهم آورد و رازهايم را با تو قسمت خواهم كرد ... من باز خواهم نوشت اگر ؛ اين اگرها بگذارند تا نفسي تازه كنم...............
************************************ كاش يه روز مي شد منو تو با هم مي مونديم
*********************************
***********************************
عاشق شدم كاش ندونه دست دلم رو نخونه
***********************************
بگن يك جمله به كسي كه دوستش داري بگو چي بهش مي گي؟ ********************
چه غمهايي به دل انباشتم من چه سوداها كه در سر داشتم من وفاداري زگلها جستم اما خطا بود آنچه را پنداشتم من زبس ديدم جفا از آشنايان اميد از اين و آن برداشتم من بسي بذر محبت كاشتم ليك همه خار جفا برداشتم من بنا گه خصم مادرزاد گرديد كسي كه دوست مي پنداشتم من ************** محسن جان
خيلي دوستت دارم
برات آرزوي بهترين آرزوها دارم
************* سلام بچه ها از اینکه تو این مدت که نبودم بهم سرزدین ممنون و بهش احترام میزارم . قربون همتون برم . شاد باشین . ***************************
عشق يعني دل رو به دست تو سپردن عشق يعني غصه دنيا رو نخوردن عشق يعني تو باغ همون چشماي سبزت دل رو تا چشمه سار مهربوني بردن
قاصدك آرزوهاي من توئي تو عشق پر از مهرو وفاي من تويي تو بيا تا با هم ديگه زندگي رو آغاز كنيم دو تا كبوتر بشيمو رو ابرا پرواز كنيم عشق تو توي قلبمه اسم تو روي لبهام خاطره اي بهتر از اين تو دنيا من نمي خوام
*****************
*************************************************** رفتي نموندي بي وفا انگاراثرنداشت دعا
قلب منو شكستي
غصه نخور فداي سرت فداي سرت
گفتي كه چاره سفره گفتي دعا بي اثره نگاهم هر روز به دره
غصه نخور فداي سرت فداي سرت فداي سرت
اگر من خيلي تنهام فداي سرت اگر گريونه چشمام
فداي سرت اگر دلم شكستي ميگن عاشق يكي ديگه هستي
دلت ديگه از شيشه نيست چشات مثل هميشه نيست
تو گل نميريزي به پام
ديگه نميميري برام آغوشه تو براي من انگار ديگه جا نداره
دوستم نداري مي دونم اين ديگه اما نداره
فداي سرت اگر من خيلي تنهام فداي سرت اگر گريونه چشمام
فداي سرت اگر دلم شكستي ميگن عاشق يكي ديگه هستي
فداي سرت اگر من خيلي تنهام فداي سرت اگر گريونه چشمام
فداي سرت اگر دلم شكستي ميگن عاشق يكي ديگه هستي
دلت ديگه از شيشه نيست چشات مثل هميشه نيست
تو گل نميريزي به پام ديگه نميميري برام
شباي تاريكو سياه ماه و صدا نمي كمني
قفل سكوتو ديگه با معجزه وا نمي كني
رفتي نموندي بي وفا تنهايي سخته به خدا
باز زير قولت زديو غصه نخور فداي سرت گفتي نه فكر رفتني
نه اهل دل شكستني
دلي نمونده بشكني
غصه نخور
فداي سرت فداي سرت فداي سرت فداي سرت
اگر من خيلي تنهام
فداي سرت
اگر گريون چشمات فداي سرت
اگر دلم شكستي
ميگن عاشق يكي ديگه هستي
به خيالم كه تو دنيا واسه تو عزيزترينم آسمونا زير پامه اگه با تو رو زمينم به خيالم كه تو با من يه هميشه آشنايي به خيالم كه تو با من ديگه از همه جدايي من هنوزم نگرانم كه تو حرفامو ندوني اين ديگه يه التماسهمن مي خوام بياي بموني منو تو چه بي كسيم وقتي تكيمون به باده بدو خوبه زندگي منو دست گريه داده اي عزيز هم قبيله با تو از يه سرزمينم تا به فرداي دوباره با تو هم قسم ترينم من هنوزم نگرانم كه تو حرفامو ندوني اين ديگه يه التماسه من مي خوام بياي بموني بد خوبمون يكي دست تو تو دست من بود خواهش هر نفسم با تو هم صدا شدن بود با تو هم قصه دردم هم صدا تر از هميشه دو تا همخون قديمي از يه خاكيمو يه ريشه
**********************************************
دلم گرفته آسمون نمي تونم گريه كنم شكنجه مي شم از خودم نمي تونم شكوه كنم انگاري كوه غصه ها رو سينه من اومده آخ داره باورم ميشه خنده به ما نيومده دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم تو روزگار بي كسي يه عمر كه دربدرم حتي صداي نفسم مي گه كه توي قفسم من واسه آتيش زدن يه كوله بار شب بسم دلم گرفته آسمون يه كم منو حوصله كن نگو كه از اين روزگار يه خورده كمتر گله كن منو به بازي مي گيرن عقربه هاي ساعتم برگ تقويم مي كنه لحظه به لحظه لعنتم آهاي زمين يه لحظه تو نفس نزن نچرخ تا آروم بگيره يه آدم شكسته تن ************************************************
كاش همه كسايي كه آدم دوست داره اين وبلاگارو مي ديدن اونوقت همهشون مي فهميدن كه چقدر دوستشون داريم؟نه؟ حيف دوستون دارم اما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ولي يه چيزو مي دونيد اينكه مي گن عاشق رسوايي رو دوست داره درسته البته من ادعاي عاشقي نمي كنم اما مطالبي كه تو اين وبلاگ مي نويسم نشون ميده كه چقدر رسوام .........نه؟
*****************************************************
رفت تنها آشنای بخت من رفت و با غم ها مرا تنها گذاشت چون نسیم تند پو از من گریخت آهوانه سر به صحراها گذاشت ماه را گفتم که : ماه من کجاست؟ گفت: هر شب روی در روی من است در دل شب هر کجا مهتاب هست ماه تو بازو به بازوی من است باغ را گفتم که:او را دیده ای ؟ گفت: آری عطر این گلها از اوست لحظه ای در دامن گلها نشست نغمه جانبخش بلبلها ازوست چشمه را گفتم: ازو داری نشان؟ گفت: او سرمایه نوش منست نیمه شب ها با تنی مهتابرنگ تا سحرگاهان در آغوش منست ای رمیده ای گریزان عشق من! چشمه ای ؟نوری ؟نسیمی؟چیستی؟ با همه هستی و با من نیستی! ************************
مرا بر مر مر چشمت بياويز كه من تنبيه معبدهاي دردم از اين راه پر از هجر و مثيبت قسم خوردم كه ديگر برنگردم دلم مثل يه ديوار شكسته خرابه پيش طوفان نگاهت تو جنگ نا برابر با دل من منم مغلوب چشمون سياهت بزار تا از خمار چشم آهوت دل شيدايي من باز بشه مست بزار مرحم عشقو روي قلبم كه گنج زخم غربت درد عمرست به روي شونه هاي مهربونت سر دلتنگي هامو سايبون باش براي اين سر سودائي من بيا آواز آهنگ جنون باش *******************************
پیام عشق را آغاز کردی نیازم را چو دیدی ناز کردی تو بودی کفتر خوشبختی من ولی زود از برم پرواز کردی تقدیم به عشقی که رفت ************************* غم خيال گفتا به دل چه داری؟ گفتم غم خیالت گفتا چه خواهی امروز گفتم شب وصالت گفتا دل سیاهت بوئی زما ندارد
گفتا چه آرزویی داری به بوستانم گفتم که در دو عالم ما و گل جمالت گفتا اگر متاعی از حاصلت بخواهم گفتم که جان دهم جان در مقدم سئوالت گفتا در این چمنزار از حسن ما چه گوئی گفتم که سرو نازم نازم به اعتدالت گفتا فتاده در باغ یک عندلیب خاموش گفتم که کشته توست خونش بود حلالت گفتا چه خواهی آخر زین آستانه صابر گفتم نگاه گرمی از چشم چون غزالت ****************************** غم تنهايي
******************************************************************
بی توترانه پرگریه اس خیلی سخته ازتوخوندن
بی تو درمونده و خسته زخمی از تاب و تب موندن و رفتن
ای غم دنیا مثل رویا
توی چشمای تو پنهون بی تو نفس پیله زندون
آرزویی که ندارم
نذر تو عاشقیه این دل داغون نفسم بی تو میگیره
چشم من مونده به راه تو شب من
انتظاری که کشیدم همه با اشک تو کابوس شب من
شب من بی تو میمیره شوق چشمای تو فانوس شب من
تو رو به دنیا نمی دم بسه هر چی سختی دیدم
ای که تو از همه خودی تر با تو از قفس پریدن
بی صدا به پات شکستم دل به چشمای تو بستم
خط بزن تنهائیهامو که به پای تو نشستم ***********************************************
|+| نوشته شده توسط دل سوخته در چهارشنبه 1385/01/16 و ساعت 10:26 بعد از ظهر |
تقدیم به بهترینم S
در این دنیای بی وفا ، هستی خود را باخته بودم . فقط و فقط خدا را داشتم که یه مدت باهاش قهر بودم.نمیدونستم چکار کنم . گفتم بذار با خدا آشتی کنم تا از تنهایی در بیام . توی این مدت داشتم دیوونه می شدم چون عشقم رو از دست داده بودم . تا اینکه خدا تو رو جلوی من گذاشت . توی یک فرشته نجات برای من بودی تا بتونی دوباره منو و عشقم رو به هم برسونی . و تو بزرگترین کار دنیا رو کردی یعنی عشق رو که شکسته بود پیوند زدی و جلا دادی . و حالا تو بهترین دوست من هستی و من حاضرم هر کاری برات انجام بدم و تو تنها دوست من هستی که خیلی به من نزدیکی چون من کسی روبه راحتی نمیذارم نزدیک من بشه . پس با بلندترین صدا بهت م |