
***************************************************
رفتي نموندي بي وفا انگاراثرنداشت دعا
قلب منو شكستي
غصه نخور فداي سرت فداي سرت
گفتي كه چاره سفره گفتي دعا بي اثره نگاهم هر روز به دره
غصه نخور فداي سرت فداي سرت فداي سرت
اگر من خيلي تنهام فداي سرت اگر گريونه چشمام
فداي سرت اگر دلم شكستي ميگن عاشق يكي ديگه هستي
دلت ديگه از شيشه نيست چشات مثل هميشه نيست
تو گل نميريزي به پام
ديگه نميميري برام آغوشه تو براي من
انگار ديگه جا نداره
دوستم نداري مي دونم
اين ديگه اما نداره
فداي سرت اگر من خيلي تنهام فداي سرت اگر گريونه چشمام
فداي سرت اگر دلم شكستي ميگن عاشق يكي ديگه هستي
فداي سرت اگر من خيلي تنهام فداي سرت اگر گريونه چشمام
فداي سرت اگر دلم شكستي ميگن عاشق يكي ديگه هستي
دلت ديگه از شيشه نيست چشات مثل هميشه نيست
تو گل نميريزي به پام ديگه نميميري برام
شباي تاريكو سياه ماه و صدا نمي كمني
قفل سكوتو ديگه با معجزه وا نمي كني
رفتي نموندي بي وفا تنهايي سخته به خدا
باز زير قولت زديو
غصه نخور فداي سرت
گفتي نه فكر رفتني
نه اهل دل شكستني
دلي نمونده بشكني
غصه نخور
فداي سرت فداي سرت فداي سرت فداي سرت
اگر من خيلي تنهام
فداي سرت
اگر گريون چشمات
فداي سرت
اگر دلم شكستي
ميگن عاشق يكي ديگه هستي
*************************
به خيالم كه تو دنيا واسه تو عزيزترينم
آسمونا زير پامه اگه با تو رو زمينم
به خيالم كه تو با من يه هميشه آشنايي
به خيالم كه تو با من ديگه از همه جدايي
من هنوزم نگرانم كه تو حرفامو ندوني
اين ديگه يه التماسهمن مي خوام بياي بموني
منو تو چه بي كسيم وقتي تكيمون به باده
بدو خوبه زندگي منو دست گريه داده
اي عزيز هم قبيله با تو از يه سرزمينم
تا به فرداي دوباره با تو هم قسم ترينم
من هنوزم نگرانم كه تو حرفامو ندوني
اين ديگه يه التماسه من مي خوام بياي بموني
بد خوبمون يكي دست تو تو دست من بود
خواهش هر نفسم با تو هم صدا شدن بود
با تو هم قصه دردم هم صدا تر از هميشه
دو تا همخون قديمي از يه خاكيمو يه ريشه
**********************************************
دلم گرفته آسمون نمي تونم گريه كنم
شكنجه مي شم از خودم نمي تونم شكوه كنم
انگاري كوه غصه ها رو سينه من اومده
آخ داره باورم ميشه خنده به ما نيومده
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم
تو روزگار بي كسي يه عمر كه دربدرم
حتي صداي نفسم مي گه كه توي قفسم
من واسه آتيش زدن يه كوله بار شب بسم
دلم گرفته آسمون يه كم منو حوصله كن
نگو كه از اين روزگار يه خورده كمتر گله كن
منو به بازي مي گيرن عقربه هاي ساعتم
برگ تقويم مي كنه لحظه به لحظه لعنتم
آهاي زمين يه لحظه تو نفس نزن
نچرخ تا آروم بگيره يه آدم شكسته تن
************************************************

كاش همه كسايي كه آدم دوست داره اين وبلاگارو مي
ديدن اونوقت همهشون مي فهميدن كه چقدر
دوستشون داريم؟نه؟ حيف
دلم مي خواست داد بزنم و به همشون بگم
دوستون دارم اما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ولي يه چيزو مي دونيد اينكه مي گن عاشق
رسوايي رو دوست داره درسته البته من ادعاي عاشقي نمي كنم اما
مطالبي كه تو اين وبلاگ مي نويسم نشون ميده كه چقدر رسوام .........نه؟


*****************************************************

رفت تنها آشنای بخت من
رفت و با غم ها مرا تنها گذاشت
چون نسیم تند پو از من گریخت
آهوانه سر به صحراها گذاشت
ماه را گفتم که : ماه من کجاست؟
گفت: هر شب روی در روی من است
در دل شب هر کجا مهتاب هست
ماه تو بازو به بازوی من است
باغ را گفتم که:او را دیده ای ؟
گفت: آری عطر این گلها از اوست
لحظه ای در دامن گلها نشست
نغمه جانبخش بلبلها ازوست
چشمه را گفتم: ازو داری نشان؟
گفت: او سرمایه نوش منست
نیمه شب ها با تنی مهتابرنگ
تا سحرگاهان در آغوش منست
ای رمیده ای گریزان عشق من!
چشمه ای ؟نوری ؟نسیمی؟چیستی؟
با همه هستی و با من نیستی!
************************
مرا بر مر مر چشمت بياويز 
كه من تنبيه معبدهاي دردم
از اين راه پر از هجر و مثيبت
قسم خوردم كه ديگر برنگردم
دلم مثل يه ديوار شكسته
خرابه پيش طوفان نگاهت
تو جنگ نا برابر با دل من
منم مغلوب چشمون سياهت
بزار تا از خمار چشم آهوت
دل شيدايي من باز بشه مست
بزار مرحم عشقو روي قلبم
كه گنج زخم غربت درد عمرست
به روي شونه هاي مهربونت
سر دلتنگي هامو سايبون باش
براي اين سر سودائي من
بيا آواز آهنگ جنون باش
*******************************

پیام عشق را آغاز کردی
نیازم را چو دیدی ناز کردی
تو بودی کفتر خوشبختی من
ولی زود از برم پرواز کردی
تقدیم به عشقی که رفت
*************************
غم خيال
گفتا به دل چه داری؟ گفتم غم خیالت
گفتا چه خواهی امروز گفتم شب وصالت
گفتا دل سیاهت بوئی زما ندارد
گفتم که ماهرویا دارد نشان ز خالت
گفتا چه آرزویی داری به بوستانم
گفتم که در دو عالم ما و گل جمالت
گفتا اگر متاعی از حاصلت بخواهم
گفتم که جان دهم جان در مقدم سئوالت
گفتا در این چمنزار از حسن ما چه گوئی
گفتم که سرو نازم نازم به اعتدالت
گفتا فتاده در باغ یک عندلیب خاموش
گفتم که کشته توست خونش بود حلالت
گفتا چه خواهی آخر زین آستانه صابر
گفتم نگاه گرمی از چشم چون غزالت
******************************
غم تنهايي

******************************************************************

بی توترانه پرگریه اس خیلی سخته ازتوخوندن
بی تو درمونده و خسته زخمی از تاب و تب موندن و رفتن
ای غم دنیا مثل رویا
توی چشمای تو پنهون بی تو نفس پیله زندون
آرزویی که ندارم
نذر تو عاشقیه این دل داغون نفسم بی تو میگیره
چشم من مونده به راه تو شب من
انتظاری که کشیدم همه با اشک تو کابوس شب من
شب من بی تو میمیره شوق چشمای تو فانوس شب من
تو رو به دنیا نمی دم بسه هر چی سختی دیدم
ای که تو از همه خودی تر با تو از قفس پریدن
بی صدا به پات شکستم دل به چشمای تو بستم
خط بزن تنهائیهامو که به پای تو نشستم 
***********************************************